3-6-2 دوربین مخصوص تصویربرداری40
3-6-3 کامپیوتر40
3-6-3-1 سخت افزار40
3-6-3-2 نرم افزار40
3-6-4 روش کار با MWM41
3-6-4-1 مرحله سازش با محیط (Habituation)42
3-6-4-2 مرحله آموزش42
3-6-4-3 مرحله ارزیابی حافظه کوتاه مدت43
3-6-4-4 مرحله ارزیابی حافظه طولانی مدت43
3-6-5 آنالیز آماری44
فصل چهارم: نتایج و بحث46
4-1 نتایج روند یادگیری46
4-1-1 زمان تاخیری تا رسیدن به سکوی پنهان46
4-1-2 مسافت طی شده تا سکوی پنهان48
4-1-3 سرعت رسیدن به سکوی پنهان50
4-2 نتایج روند حافظه کوتاه مدت52
4-2-1 زمان سپری شده توسط حیوان در اطراف ناحیه سکو52
4-2-2 مسافت طی شده تا ناحیه سکو53
4-2-3 سرعت رسیدن به ناحیه سکو55
4-3 نتایج روند حافظه طولانی مدت57
4-3-1 زمان سپری شده توسط حیوان در اطراف ناحیه سکو57
4-3-2 مسافت طی شده تا ناحیه سکو51
4-3-3 سرعت رسیدن به ناحیه سو59
فصل پنجم: نتیجه گیری62
5-1 نتیجه گیری67
5-2 پیشنهادات68
منابع69
چکیده انگلیسی81
فهرست شکل ها
عنوانصفحه
شکل 2-1) آوران ها و وابران های هیپوکامپ16
شکل 2-2) دستگاه (MWM) Morris water maze20
شکل 2-3) گیاه آفتابگردان23
شکل 2-4) گیاه هندوانه26
شکل 2-5) گیاه کدوحلوایی29
شکل 3-1) حوضچه آب39
شکل 3-2) دوربین مخصوص فیلم برداری41
شکل 3-3) ربع های دایره44
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار4-1 نتایج حاصله از بررسی میانگین زمان تاخیر تا رسیدن به سکوی پنهان48
نمودار4-2 نتایج حاصله از بررسی میانگین مسافت طی شده تا سکوی پنهان50

نمودار 4-3 نتایج حاصل از بررسی میانگین سرعت رسیدن به سکوی پنهان52
نمودار4-4 نتایج حاصله از بررسی زمان سپری شده توسط حیوان در اطراف ناحیه سکو53
نمودار4-5 نتایج حاصله از بررسی مسافت طی شده تا ناحیه سکو55
نمودار 4-6 نتایج حاصله از بررسی سرعت رسیدن به ناحیه سکو56
نمودار 4-7 نتایج حاصله از بررسی زمان سپری شده توسط حیوان دراطراف ناحیه سکو در زمان پروب دوم
57
نمودار 4-8 نتایج حاصله از بررسی مسافت طی شده تا ناحیه سکو در زمان پروب دوم59
نمودار 4-9 نتایج حاصله از بررسی سرعت رسیدن به ناحیه سکو در زمان پروب دوم60
چکیده
یادگیری و حافظه از عالی ترین سطوح عملکردی دستگاه عصبی مرکزی محسوب می شود. عوارض و مشکلات اختلالات یادگیری و حافظه، بویژه حافظه، که در شایع ترین نوع خود به صورت آلزایمر خود را نشان می دهد، بر هیچکس پوشیده نیست. مطالعه توانایی های یادگیری و حافظه در حیوانات، برای راهکار های مناسب پیشگیری، بهبود و درمان مشکلات اختلال حافظه در انسان، از طریق رژیم غذایی مناسب، بخش عمده ای از تحقیقات را به خود اختصاص می دهد. در این مطالعه بررسی اثر مصرف توام دانه های آفتابگردان، کدو و هندوانه بر حافظه و یادگیری در موش های سوری مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور در مدت زمانی معینی بررسی در 70 سر موش سوری در 7 گروه آزمون با رژیم غذایی مشخص از انواع دانه های ذکر شده، در برابر 10 سر موش سوری در گروه کنترل با رژیم غذایی معمول موش های سوری، انجام شد. نتایج نشان داد: استفاده توام از دانه های آفتابگردان_کدو و هندوانه سبب تسریع در روند تقویت حافظه و یادگیری در موش_ های سوری شد. با توجه به این بررسی و مطالعات پیشین می توان نتیجه گرفت که مواد مغذی در این رژیم های غذایی می_ تواند بر روند یادگیری و حافظه مؤثر باشد.
کلمات کلیدی:
موش های سوری، حافظه و یادگیری، دانه آفتابگردان، دانه کدو، دانه هندوانه.
فصل اول:
کلیات
1-1 پیشگفتار
یادگیری و حافظه از عالی ترین سطوح عملکردی دستگاه عصبی مرکزی 1محسوب می شود. یادگیری یک پدیده عصبی است که طی آن موجود زنده از طریق تمرین رفتار خود را تغییر می دهد در حالی که حافظه به روند ذخیره سازی آموخته ها اطلاق می شود. پدیده های یادگیری و حافظه هم در سطح سلولی و هم در سطح رفتاری با یکدیگر ارتباط بسیار نزدیکی دارند. معضل و عوارض اختلالات یادگیری و حافظه، بویژه حافظه که در خالص ترین نوع خود به صورت آلزایمر دامن گیر بشریت شده است، بر هیچکس پوشیده نیست، به گونه ای که مرکز تحقیقات ملی سلامت در آمریکا در گزارشات سال 2000 خود از شیوع دامن_ گیر این پدیده ابراز نگرانی کرده و پیش بینی کرده است که تا سال 2030 در کشور آمریکا به تنها یی 5/8 میلیون نفر درگیرآلزایمر و عوارض ناشی از آن باشند(1). از این رو، مطالعات مختلف با تکیه بر طب گیاهی به طور چشمگیری در این زمینه افزایش یافته است.
یادگیری و حافظه دربرگیرنده تغییرات وسیع در ساختمان و عمل دستگاه عصبی می باشد که عمدتاً به سیناپس های درگیر در مسیر هدایت پیام ها و اطلاعات حسی در دستگاه عصبی منحصر می شود. تغییر ساختمانی شامل تغییر در تعداد سیناپس و تغییر در گستردگی غشاء پس سیناپی در محل تماس می باشد و تغییرات فیزیولوژیک شامل تغییر در هدایت یونی غشاء های پیش و پس سیناپسی می شود(2). نشان داده شده است که حافظه کوتاه مدت با قشرمغز در ارتباط است و حافظه بلند مدت با دستگاه لیمبیک، اما با این همه هنوز محل خاصی برای ذخیره حافظه مشخص نشده است زیرا با برداشتن قسمتهای مختلف مغز حافظه به طور کلی از بین نمی رود(3). محققین برای بررسی حافظه کوتاه مدت در حیوانات، آنها را مجبور به انجام رفتار خاص مورد مطالعه می کنند. یاد آوری این رفتار خاص پس از گذشت یک دوره زمان، آزمونی برای به خاطر آوردن آن وظیفه موردنظر (شرطی شده)، و در حقیقت حافظه بلندمدت می باشد. مشخص شد در حافظه بلند مدت تغییرات ساختاری و پایدار در ساختمان دستگاه عصبی ایجاد می شود(4). در فرایند یادگیری و حافظه کوتاه مدت تغییرات فیزیولوژیک به خصوص در بخش آزادسازی نورو_ ترانسمیتر نقش کلیدی دارد(5). در تقویت طولانی مدت تغییرات ساختمانی بیشتر در بخش ایجاد سیناپس و گیرنده ها ایجاد می شود بررسی اثر کافئین (6) فلفل سیاه (7) شیرین بیان (8) زعفران (9) جوز هندی (10) و… بر حافظه و یادگیری در موش آزمایشگاهی همگی در راستای نیل به هدف فوق طراحی شده اند.
تحقیقات بانک اطلاعات داروهای گیاهی و گیاهان دارویی ایرطب نشان داد که تخم کدو دارای مصارف پزشکی فراوانی می باشد که از جمله می توان به رفع تب و دل پیچه، علاج کننده سرطان پروستات و بر طرف کننده ورم پروستات و پیشگیری از سرطان ریه اشاره نمود .همچنین درمورد خواص پزشکی تخم آفتابگردان می توان به درمان اسهال خونی، سردردهای همراه با سرماخوردگی و… اشاره کرد(11). همچنین مطالعات دکتر نبی شریعتی نشان داد که تخم هندوانه به علت داشتن مواد معدنی و ویتامین های فراوان باعث از بین بردن بیماریهایی نظیر انواع سرطان ها بخصوص پولیپ آدنومی روده بزرگ، جلوگیری از آسیب DNA موجود در گلبول سفید، کاهش بیماریهای قلبی و اسپاسم های راه های تنفس می گردد (12).
1-2 فرضیه ها
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف آفتابگردان تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف تخم کدو تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف تخم هندوانه تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف توام تخم کدو و هندوانه تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف توام تخم آفتابگردان و کدو تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف توام تخم آفتابگردان و هندوانه تقویت شود.
– قدرت حافظه و یادگیری می تواند با مصرف توام تخم های آفتابگردان، هندوانه و کدو تقویت شود.
1-3 اهداف تحقیق
می خواهیم بدانیم که مصرف توام دانه های آفتابگر دان، کدو و هندوانه قدرت حافظه و یادگیری را در انسان بالا می برد.
1-4 هدف کاربردی
هدف از اجرای این طرح ارائه روش خدماتی و مغذی در صنعت خشکبار برای تقویت حافظه و یادگیری می باشد.

1-5 ابزارگردآوری اطلاعات
این مطالعه به صورت تجربی- توصیفی انجام می شود و با مطالعه ی عوامل رفتاری مورد نظر اطلاعات جمع آوری می شود.
فصل دوم:
مروری بر تحقیقات انجام شده
2-1 مقدمه
شواهد زیادی نشان می دهد که ویژگی های حافظه درطی زمان تغییر می نماید. حالت دینامیک و ناپایدار حافظه کوتاه مدت بدون نیاز به ساخت پروتئین های جدید برای ثانیه ها تا ساعت ها دوام دارد .با گذشت زمان، این حافظه در ساختارهای مختلف مغز به شکل پایدار تثبیت می گردد که به آن حافظه بلند مدت
می گویند. مطالعات نشان داده است که اعمال شوک الکتریکی اندکی بعد از آموزش سبب آسیب به حافظه می شود ولی بکارگیری این شوک چند ساعت بعد از آموزش تاثیری بر آن ندارد. اینگونه اثرات وابسته به زمان پایه و اساس تئوری “تثبیت حافظه ” را که امروزه به ” تئوری سلولی تثبیت ” حافظه معروف است تشکیل می دهند. در سال 1968، Lewis و همکارانش این تئوری را زیر سوال بردند. آنها مشاهده کردند که اگر چه اعمال شوک 24 ساعت بعد از آموزش نمی تواند سبب فراموشی آن شود ولی اگر قبل از اعمال شوک، حافظه تثبیت شده در طی عمل به خاطر آوری، مجددا فعال شود، فراموشی ایجاد خواهد شد، به عبارت دیگر ایجاد فراموشی منوط به فعال سازی حافظه تثبیت شده در طی عمل به خاطر آوری آن است. فعال سازی حافظه، مجددا آن را به وضعیت ناپایداری برگردانده و می تواند طی یک فرایند وابسته به ساخت پروتئین مجددا تثبیت شود، به این فرایند، تثبیت مجدد می گویند.
شواهد زیادی وجود دارد که بر نقش هیپوکامپ در یادگیری و فراخوانی اطلاعات فضایی دلالت می_ کنند. یکی از انواع مهم یادگیری فضایی مهارت ماز آبی موریس است2، الگویی که برای بررسی نقش هیپوکامپ در حافظه مکانی به کار برده می شود(16).
2-2 یادگیری و انواع آن
در تبیین یادگیری از دیدگاه فیزیولوژیک دو نظریه کلی وجود دارد که یکی از آنها تغییرات را در سطح سیناپسی و عوامل زیست شناسی مرتبط با آن در نظر می‌گیرد و دیگری توجه خود را به تغییرات در مدارهای نورونی معطوف داشته است. هر دو اینها به تغییرات فیزیولوژیکی توجه دارد، که در حین یادگیری در مغز و سلول های عصبی اتفاق می‌افتند. اولین بار در سال 1961 بود که جیمز اندر توانست نورونها را به روش شرطی سازی عاملی حساس کند. شرطی شدن سلول عصبی یک حالت افزایش تحریک پذیری را در آن پدید می‌آورد که ناشی از تغییرات در یون و فوریزاسیون پروتئین است.

2-2-1 نظریه سیناپسی در فیزیولوژی یادگیری و حافظه
درحالت عادی ارتباط بین سلول های عصبی را می‌توان حالتی خاموش و بدون مصرف دانست. بدین معنی که تعداد دندریت ها، تعداد فضاهای بین سیناپسی، بند سلول، ضخامت آکسون و مانند آن در حالتی است که بدون مصرف بوده و در واقع مانع از عبور اطلاعات از سلولی به سلول دیگر می‌شود. پیدایش تحریک سبب دگرگون شدن اینگونه خصوصیات در سلول های عصبی می‌گردد و البته سیناپس تحریک شده مدتی بحال خود واگذاشته شود. این شرایط به حالت اولیه برخواهد گشت.
بطورکلی در این نظریه چنین عنوان می‌شود که عبور جریان عصب ایجاد تکانه عصبی می‌کند. سپس آنزیم درون نورون فعال می‌شود. پس از آن تغییراتی در طرز تهیه پروتئین سلول پدید می‌آید و نهایتا الگوهای هندسی خاصی در نورون ها پایدار می‌شود. اصطلاح رد یا اینگرام را در تعریف و نمایش فرضی و فیزیک یک خاطره بکار برده‌اند. منظور از اینگرام این است که حین یادگیری تغییراتی فیزیولوژیک یا زیست شیمیایی در نورون اتفاق می‌افتد. لشلی در جستجوی اینگرام به آموختن رفتارهایی به حیوان و سپس برداشتن قسمت‌هایی از مغز مبادرت ورزید، وی کاهش پدید آمده در حافظه را نمی‌توان به عنوان از بین رفتن اینگرام ها دانست، بلکه این امر تا حدود زیادی بخاطر انفعال و گسیختگی در فرآیندهای حسی و حرکتی مغز بوده است.
پس از لشلی نظرها معطوف به ساختارهای زیرین قشر مغز گردید و در این زمینه ساختارهایی مثل هیپوکامپ، استریاتوم و آمیگرال به عنوان ساختارهای اساسی مرتبط با حافظه کوتاه مدت مطرح شدند. هرچند در پستانداران و مخصوصا در انسان دیده شده است که ساختارهای اخیر در حافظه نقش دارند، ولی گفته شده است که جوندگان می‌توانند پس از برداشته شدن قشر جدید (نئوکرتکس) و ساختارهای اخیر تشکیل حافظه دهند.
2-2-2 نظریه مبتنی بر الکتروفیزیولوژی و تشکیل مدارهای حافظه در فیزیولوژی یادگیری و حافظه
از زمان پاولف، فیزیولوژیست معروف روسی که یادگیری شرطی را مورد بررسی قرار داد، این موضوع همواره مورد توجه بوده است که در جریان یادگیری شرطی به دنبال انتشار تحریک در قشر مخ یک ارتباط موقت بین ناحیه مربوط به محرک شرطی و ناحیه مربوط به محرک غیر شرطی پدید می آید. اگر این ارتباط تقویت شود بازتاب شرطی تثبیت خواهد شد و در غیر اینصورت از بین رفته و خاموشی پدید خواهد آمد. یکی از تاثیرات یادگیری این است که مدارهای جدیدی در مغز فعال یا باز می‌شود.
از نظر الکتروفیزیولوژی امواج آلفای مغز که با گشودن چشم مهار می‌شوند، با پیدایش هر محرک جدید و ناشناخته مجددا پیدا می‌شوند. علاوه بر این دیده شده است که توجه کردن علاوه بر اینکه امواج آلفا را مهار می‌کند، به پدید آمدن امواج تتا منجر می‌شود و اصولا امواج تتا را به عنوان شاخصی برای فعالیت مغز حین یادگیری فرض کرده‌اند. همه اینها دال بر این است که تشکیل حافظه و پیدایش اولین مدارهای حافظه مبنای الکتروفیزیولوژیک دارد. فرآیند تثبیت و ایجاد رویا با طی مراحل عبور از حافظه کوتاه مدت و ضبط در حافظه دراز مدت انجام می‌گیرد. این فرآیند را تحکیم می‌نامند. قطع فعالیت الکتریکی مغز به مدور شدن حافظه و آن هم در مراحل اولیه تشکیل حافظه می‌انجامد.

2-2-3 تفاوت حافظه کوتاه مدت و دراز مدت از لحاظ فیزیولوژی
حافظه درازمدت که مطالب را به مدت زمان طولانی تری نگهداری می‌کند و ظرفیت آن نامحدود است، مبنای زیست شیمیایی دارد. به عبارتی اطلاعات در این حافظه از تغییرات زیست شیمیایی پدید آمده و نگهداری می‌شوند. خاطرات دراز مدت بیشتر از خاطرات کوتاه مدت حفظ می‌شود. بدلیل وقت بیشتری که این خاطرات برای پیوند یافتن با تعدادی از نواحی قشر مغز را داشته اند. هر چه تعداد ارتباطات بیشتر باشد شانس تماس با یک راه نورونی که به خاطره‌ای ختم می‌شود بیشتر است. فراخوانی مکرر یک خاطره موجب ثبات آن می‌گردد. این کار از طریق تحکیم این تغییرات اولیه انجام می‌شود، ذخیره سنتزی برای حافظه خوب، نقش اساسی دارد.
ارتباط دادن اطلاعات به معلومات قبلی که از حافظه دراز مدت به معانی بیشتر از حفظ بر حسب عادت مستلزم فعالیت روانی است. این اطلاعات نسبت به اطلاعات حفظ شده بطور سطحی و بدون معانی و مفاهیم بتدریج از بین می‌روند. حافظه کوتاه مدت که به حافظه کاری نیز معروف است و مدت زمان نگهداری اطلاعات در آن و همچنین ظرفیت آن محدود است. بر اساس داده‌های فعلی حافظه کوتاه مدت بیشتر بنیادی الکتروفیزیولوژیک دارد.

2-2-4 تاثیر عوامل مختلف بر جریان فیزیولوژیکی یادگیری و حافظه
گفته می‌شود حتی عوامل دیگری که موثر بر یادگیری و حافظه شناخته شده‌اند موجب ایجاد تغییرات فیزیولوژیک می‌شوند. یکی از این عوامل استرس است که تاثیرات عمیقی روی یادگیری و حافظه دارد. معمولا شرایط استرس‌زا مانع از آن می‌شود یادگیری کاملی اتفاق افتد و در زمان یادآوری از حافظه نیز استرس و اضطراب به عنوان عامل مداخله‌گر مانع بازیابی مطالب یاد گرفته می‌شود (همان چیزی که سر جلسه امتحان اتفاق می‌افتد) گفته می‌شود در حین استرس ترشح آدرنالین می‌تواند موجب تاثیرات متفاوتی روی یادگیری داشته باشد. در یک حد معینی از استرس که حد معینی از ترشح آدرنالین را سبب می‌شود، استرس می‌تواند موجب تقویت یادگیری شود. اما اگر استرس خیلی شدید باشد یادگیری مهار می‌شود.
خلق و شرایط روحی شخص نیز تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می‌کند که با فرآیند یادگیری و عملکرد حافظه مرتبط هستند. به عبارتی یادگیری مطالب در حالت خوشحالی حافظه را تقویت می‌کند و شخص در چنین حالتی بهتر می‌تواند خاطرات را برای خود زنده کند. تغییرات خلق و خو نیز با ترشح برخی هورمون_ ها و تغییرات زیست شیمیایی مرتبط بوده‌اند. حتی محرومیتهای محیطی، قرار نگرفتن در محیطی مساعد برای شکوفایی استعدادها نیز با تغییرات زیست شیمیایی در مغز گزارش شده است. یعنی افرادی که در محیطهای دارای فقر اقتصادی، فرهنگی و کمبود امکانات برای یادگیری زندگی می‌کنند، اغلب عملکرد یادگیری پایین تری دارند. برای این عوامل نیز تغییرات فیزیولوژیک را شناسایی کرده‌اند.
یادگیری به معنای تغییرپایدار رفتار در اثر تجربه است، بنابراین هر گونه تغییر نسبتا دائمی ناشی از تجربه نوعی یادگیری محسوب می شود.
2-3 یادگیری را می توان از جنبه های مختلف تقسیم کرد. یکی از مدل های رایج، تقسیم یادگیری به دو نوع ارتباطی و غیر ارتباطی می باشد.
2-3-1 یادگیری ارتباطی:
به معنای توانایی برقراری ارتباط بین دو محرک و به عبارت دیگر توانایی برقراری ارتباط بین وقایع است.
2-3-2 یادگیری غیرارتباطی:
در این نوع یادگیری پاسخ دهی موجود زنده به یک نوع محرک منفرد با خصوصیات مشخص تغییر می کند. به عبارت دیگر تغییر پاسخ رفتاری در مواجهه با یک محرک می باشد.
2-4 حافظه
حافظه توانایی به خاطر آوری دانسته ها و تجربیات فرد است. فرد این توانایی را دارد که تجربیات گذشته رادر ساختارهای متفاوت مغزی وبا مکانیسم های متفاوت ذخیره کند و همچون خاطره اصلی به خاطر آورد.
حافظه انواع متفاوتی دارد که در ساختار های متفاوتی از مغز ذخیره می شود، ازجمله انواع حافظه عبارتند از:
1- حافظه اخباری یا صریح
2- حافظه غیر اخباری یا مفهومی
حافظه اخباری، که دستیابی و تشریح آگاهانه اطلاعات است. این حافظه شامل دو نوع حافظه می باشد:
حافظه Episodic : مربوط به وقایع و تجربیات شخصی فرد است.
حافظه Semantic: مربوط به دانش انسان از واقعیت ها است.
در حافظه غیراخباری تغییرات حرکتی و رفتاری است که در اثر تمرین و تکرار یا شرطی شدن ایجاد می شود.
پردازش حافظه در چند مرحله صورت می گیر د که عبارتند از: اکتساب، تثبیت، به خاطر آوری و تثبیت مجدد می باشد.

2-5 اکتساب و تثبیت حافظه
اطلاعات حسی وقتی وارد دستگاه اعصاب شدند، به صورت حافظه کوتاه مدت (STM) در مغز ذخیره می شوند، این حافظه موقتی است و به راحتی دستخوش فراموشی می شود. اما به تدریج این حافظه کوتاه مدت به صورت پایدار و دائمی در می آید و تا روزها و سال ها دوام دارد و حافظه درازمدت نام
می گیرد. تبدیل حافظه کوتاه مدت به بلند مدت تثبیت حافظه نام دارد. شواهد زیادی این تغییروابسته به زمان را ثابت می کند. بعنوان مثال بکارگیری شوک الکتریکی تشنج زا (ECS) بلافاصله بعد ازیادگیری باعث فراموشی می شود. ولی بکارگیری آن چند ساعت بعد از یادگیری در زمانی که حافظه تثبیت شده، تاثیری ندارد.

2-6 به خاطر آوری
Lewis و همکارانش در سال 1968 نظریه تثبیت سلولی را زیر سوال بردن، آنها مشاهده کردند اگرچه اعمال شوک 24 ساعت بعد از آموزش نمی تواند منجر به فراموشی شود، ولی اگر قبل از اعمال شوک حافظه تثبیت شده در طی عمل به خاطر آوری مجددا فعال شود فراموشی ایجاد می شود. به عبارت دیگر ایجاد فراموشی توسط شوک منوط به فعال سازی حافظه و به خاطر آور ی آن است. فرا خوانی حافظه پدیده ای دینامیک است به این معنی که حافظه تثبیت شده که طی یک فرایند به خاطر آوری مستعدآسیب شده، باید دوره ای از پایدارسازی وابسته به سنتز پروتئین را بنام تثبیت مجدد طی کند(16).

2-7 تثبیت مجدد
نظریه تثبیت مجدد برای اولین بار در دهه 1960توسط Lewis مطرح شد ولی تا دهه اخیر کار چندانی روی آن صورت نگرفته است. در مطالعات اخیر نیز اختلاف نظر فراوانی در مورد سازوکار تثبیت حافظه و تثبیت مجدد آن وجود دارد.
یکی از مهم ترین مباحث این است که دوباره فعال سازی حا فظه ایجاد یک شکل جدیدی از حافظه را می کند که روند تثبیت را طی می کند یا تثبیت مجدد شکل قدیمی آن است. شواهد زیادی به نفع تثبیت مجدد حافظه می باشد. بر طبق تئوری تثبیت شکل جدید حافظه، اگر بکارگیری عوامل آسیب رسان از جمله داروی آنیزومایسین در حیوانی که حافظه مربوط به ترس آن دوباره فعال شده باشداز فرایند تثبیت حافظه جدید جلو گیری کند، حیوان باید بتواند حافظه اولیه و اصلی خود را همانند حیوانات کنترل اجرا کند، در حالی که بر خلاف این مسئله اتفاق می افتد.
از طرف دیگر شواهد مطالعات مربوط به عوامل آسیب رسان نشان می دهد که فرایند تثبیت اولیه حافظه هفته ها طول می کشد، و اگر دوباره فعال سازی حافظه ایجاد شکل جدیدی از آن باشد باید همان زمان برای تثبیت شکل جدید طول بکشد در حالی که مدت زمان کوتاهی حداکثر تا دو روز برای تقویت یا اصلاح آن در شکل تثبیت مجدد ضروری می باشد(17). همچنین مطرح شده است که شکل اولیه حافظه هنوز وجود دارد، اما بکارگیری عوامل آسیب رسان در توانایی تکرار دوباره آن مداخله کرده اند، در مقابل این نظریه، عدم بهبود خودبخودی (به خاطر آوری شکل اولیه حافظه با گذشت زمان ) در روش های مختلف آزمون مجدد حیوانات، این نظریه مبنی بر این که شکل اولیه حافظه هنوز وجود دارد را رد کرده اند. اگر چه بر اساس ادعای میلر معنای عدم بهبود خود بخودی این نمی باشد که ممکن است تاخیری در به خاطر آوری شکل اولیه حافظه وجود داشته باشد، این ادعا به هر حال برای هر دو فرایند تثبیت و تثبیت مجد د مطرح می باشد(18). ساد ه ترین مکانیسم پیشنهاد شده شکلی از بازگشت به وضعیت ناپایدار در تثبیت مجدد سلولی می باشد که دوباره فعال شدن سیناپس های تثبیت شده سبب ناپایداری آنها
می شود(19).
2-8 آناتومی و جایگاه تشریحی هیپوکامپ
هیپوکامپ ساختاری هلالی شکل است که همراه با شکنج دندانه ای و سابیکولوم تشکیلات هیپوکامپ را در کف بطن جانبی بوجود می آورد . ساختار سه لایه ای آن، متشکل از لایه سلول های هرمی، مولکولی و پلی مورفیک می باشد. ورودی های تشکیلات هیپوکامپ تحریکی هستند و از میانجی گلوتامات برای انتقال اطلاعات استفاده می کنند. اطلاعات شکنج دندانه ای از طریق مسیر فیبر خزه ای که شامل آکسون سلول های گرانولی شکنج دندانه ای است وارد CA3 شده و با سلول های هرمی سیناپس برقرار می کند، و از آنجا به ناحیه CA1 می رسد ، بعد از طریق مسیر Schaffer Collateral به ناحیه قشری و زیر قشری می رود (البته مسیر های دیگری هم در هیپوکامپ وجود دارد).

شکل2-1) آوران ها و وابران های هیپوکامپ
2-9 نقش هیپوکامپ در پردازش حافظه
هیپوکامپ به طور مستقیم در پردازش اطلاعات مربوط به فضا، زبان، ارتباط محرک ها و حافظه کاری و به طور غیر مستقیم در همکاری با سایر اجزاء مغزی در بسیاری از انواع حافظه نقش دارد. هیپوکامپ در تجزیه و تحلیل و ذخیره سازی اطلاعات فضایی نقش مهمی را به عهده دارد بطوری که با تخریب هیپوکامپ موجود توانایی کاوش فضایی خود را بطور دائمی از دست می دهد(14).
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد هنگام یادگیری و کاوش تغییراتی شبیه به (LTP) Long term potentiation اتفاق می افتد. ساختارهای لوب تمپورال میانی از جمله هیپوکامپ در آغاز مراحل ذخیره حافظه ضروری هستند، به مرور زمان حافظه در قشر نو ساکن و غیر وابسته به این ساختارها
می شود .تئوری تثبیت حافظه پیش بینی می کند که هیپوکامپ یک نقش محدود به زمان در ذخیره حافظه دارد .از طرف دیگر چون آسیب های هیپوکامپ تاثیری روی حافظه های بر داشته شده از آن را ندارند، بنابراین یک هیپوکامپ دست نخورده و بی عیب برای ایجاد یک وضعیت ناپایدار هنگام به خا طر آوری حافظه نیز ضروری می باشد .بنابراین، این فعال شدن دوچیزراموجب می شود، ایجاد یک شکل هیپوکامپی ناپایدار وتثبیت مجدد وابسته به سنتز پروتئین در هیپوکامپ و یا ایجاد یک وضعیت ناپایدار در قشر نو بطوریکه این وقایع در لایه های قشری که گیرنده های NMDA وجود د ارند اتفاق می افتد که در به روز شدن اطلاعات و حافظه نقش اساسی دارد و در این ناپایداری در قشر، هیپوکامپ مداخله
می کند (20) یکی از مدل های یادگیری برای سنجش نقش هیپوکامپ در کاوش فضایی، ماز آبی موریس است (21) بروز ضایعات در نواحی مغزی مانند هیپوکامپ، قاعده مغز پیشین، مخچه و قشر مغز سبب کاهش عملکرد در تست ماز آبی موریس می گردد نکته حائز اهمیت آن است که قطع ارتباط بین بخش های یک ناحیه مغزی مربوط به یادگیری فضایی و عملکرد در تست ماز آبی موریس وابسته به هماهنگی عملکرد نواحی مختلف مغزی و سیستم های نوروترنسمیتری می باشد .آبی موریس دستگاهی برای تشخیص ضایعات هیپوکامپ درموش ها می باشد. بنابراین نشان داده شده است که این ضایعات یادگیری موش ها را در تست سکوی پنهان ماز آبی موریس کاهش می دهد .نکته قابل توجه آن است که کاهش یادگیری فضایی در موش ها بستگی به حجم بافت اسیب دیده هیپوکامپ دارد .تحقیقات نشان داده است که ضایعات پشتی هیپوکامپ اثرات شدیدتری نسبت به ضایعات شکمی بر روی کاهش یادگیری فضایی ایجاد می کند(22).
شواهد زیادی بر اهمیت هیپوکمپ برای یادگیری، بازیابی، تثبیت وذخیره اطلاعات فضایی تاکید دارند. ویشت و همکارانش هیپوکمپ را مسیری برای جمعبندی نشانه های مختلف معرفی کرده اند. این جمع بندی حیوان را قادر می سازد تا مکانش را با استفاده از اطلاعات بدست آمده از حرکتهای قبلی خودش تخمین بزند. این اطلاعات از چندین منبع مختلف مانند سیستم دهلیزی گیرنده های عضلانی و مفصلی، مراکز حرکتی و تغییر مکان محرکهای خارجی در هنگام حرکت حیوان بدست می آید (25) دو نقش برای هیپوکمپ در کمک به یافتن محل سکوی پنهان در Water Maze قائل شده اند:
Self-localization و Route reply. Self-localization به توانایی حیوان در تعیین کردن مکانش نسبت به یک هدف گفته می شود. Route reply فرآیندی از حافظه است که به حیوان توانایی گرفتن رد حرکت قبلیش را در همان محیط می دهد. این تواناییها ممکن است وابسته به ترکیب میدان هایی فضایی هیپوکمپ و فرآیندLTP باشند(26). در سال 1982 Morris و همکارانش با استفاده از یکWater maze موش های صحرایی را آموزش دادند. پس از چند آزمایش، حیوانات طبیعی یاد گرفتن از ه جا که آزاد شدند، مستقیماٌ به طرف سکو شنا کنند. ولی به نظر می رسید که حیوانات دچار ضایعات هیپوکمپ بدون هدف شنا می کنند، تا به سکو برخورد کنند(31).
نتایج حاصله، نشان داد که هیپوکمپ علاوه بر اینکه در حافظه جاری دخالت دارد، در حافظه دراز مدت برای جهت یابی های فضایی نیز دخیل است(27).
به طور کلی برخی حدس های مستدل در مورد نقش دقیق هیپوکمپ در حافظه عبارتند از:
1- هیپوکمپ و ساختارهای مربوط (شامل آمیگدال) ممکن است مانند یک نقشه از محل نگهداری حافظه ها، در قشر مغز باشند.
2- هیپوکمپ ممکن است راهنماهای مربوط را انتخاب کند و توجه را از راهنماهای نامربوط دور نماید.
3- هیپوکمپ ممکن است اطلاعات درباره فضا و زمان وقوع وقایع مختلف را به صورت رمز درآورد.
2-10 دستگاه Morris water maze(MWM)
مطالعه در مورد توانایی های فضایی و یادگیری و حافظه حیوانات، بخش عمدهای از مطالعات را به خود اختصاص می دهد.این سوال مطرح است که چگونه موش ها با استفاده از اطلاعاتی که از محیط خود بدست می آوردند از محلی به محل دیگر می روند؟

شکل 2-2) دستگاه Morris water maze(MWM)
حدود 25 سال پیش دستگاهی برای تحقیقات در مورد حافظه و یادگیری فضای در آزمایشگاه طراحی شد. امروز از این دستگاه بصورت وسیعی استفاده می شود و بیشترین کاربرد را درآزمایشگاه های دارد که درباره علوم رفتاری کار می کنند(28).
با استفاده از Morris water maze (MWM) به موش ها آموزش می دهند که محل خاصی در فضا را تنها به وسیله راهنماهای دیداری خارج از دستگاه پیدا کنند(29).
در این روش آزمایش موش ها به آرامی در حوضچه های که تا حد مشخصی دارای آب است، رها می شوند. یک سکو زیر سطح آب (جنس سکو به گونه ای است که از سطح آب دیده نمی شود) در وسط یکی از چهار ربع دایره فرضی حوضچه قرار دارد. در اولین تجربه موش ها از محل سکو اطلاعی ندارند و فقط ممکن است موش ها در هنگام شنا کردن تصادفی به سکو برخورد نموده و بر روی آن بروند.
در هر بار آزمایش حیوان از یک موقعیت جدید رها میشود، ولی محل سکو و موقعیت ماز در اتاق ثابت است، پس از مدتی موش های صحرایی یاد می گیرند که از هرجایی که رها می شوند، مستقیماٌ به طرف سکوی پنهان شنا کنند. چندین پارامتر برای تشخیص عملکرد موش ها به کار می رود:
1- زمانی که برای یافتن سکو در هر تجربه صرف می شود. 2- مسافتی که طی می شود تا موش سکو را بیابد. 3- مدت زمان و مسافتی که موش در هر یک از ربع دایره ها صرف می کند اندازه گیری می گردد (30).
مقایسه دستگاه Morris water maze(MWM)با مازهای دیگر:
M.W.M به چنددلیل نسبت به روشهای سنتی ترمانند Radial-Maze و T-Maze برتری دارد: (31)
1- نحوه عمل در این مازآبی بسیار ساده تر است بطوریکه با چند تمرین ساده می توان بر آن تسلط یافت.
2- می توان به آسانی چندین پارامتر مستقل جهت یابی فضایی(مسافت، زمان، زاویه، جهت گیری و…) را اندازه گیری و ثبت نمود.
3- تمایز بین یادگیری فضایی (سکوی پنهان) و یادگیری غیر فضایی (سکوی آشکار)‌ مهمترین مزیت آن است.
4- انگیزه دهنده های حسی سنتی مانند شوک های الکتریکی یا محرومیت های غذایی ممکن است تفسیر ما را در بررسی تاثیر دارو مختل کند. این انگیزه دهنده ها ممکن است برای حیوانات پیر، آزاردهنده و یا مرگ آور باشد.
5- می توان با تغییر روش آزمایش، مراحل و روند تشکیل حافظه (آموزش، تثبیت بخاطرآوری)و انواع حافظه از جمله حافظه جاری و حافظه مرجع را جداگانه مورد بررسی قرارداد.
6- تعداد زیادی حیوان را می توان در دوره های کوتاه زمانی مورد آزمایش قرارداد.
به هرحال نمی توان نسبت به یک سری معایب MWM نیز چشم پوشی کرد.
یکی از اصلی ترین معایب آن که بوسیله بسیاری از مولفان گزارش شده است این است که حیوان در یک محیط ناخوشایند قرار می گیرد که ظاهرا فاقد راه فرار است فرو رفتن حیوان در آب و احساس اولیه گیرافتادن ممکن است باعث استرس قابل ملاحظه ای در اولین مرحله آزمایش شود. اگرچه استوارت و موریس پیشنهاد کرده اند که استرس را می توان با حرارت مناسب آب به حداقل رساند. تغییرات اندوکرینولوژی ممکن است باعث تداخل در فرایند اکتساب شوند. برای کاهش این نوع تداخلات استفاده از فرایند سازگاری به مدت کوتاه برای آشنایی حیوان پیشنهاد شده است(32).
2-11 گیاه آفتابگردان:
هنگامی که از گیاه آفتابگردان سخن به میان می آید معمولا تخم آفتابگردان در ذهن تداعی
می شود زیرا که همه ما با تخم آن آشنایی داریم، چه آنهایی که به مصرف تغذیه پرندگان می رسد و یا خود از آن استفاده می کنیم ولی تمام قسمت های این گیاه آفتاب پرست، از ریشه و ساقه و شاخه و گل آن گرفته تا مغز ساقه آن درای خواص بسیاری است(33).
سرخ پوستان آمریکا این گیاه را بخاطر تخم آن که به مصرف غذا می رسد می کاشتند و پرورش
می دادند. آفتابگردان گیاهی است یکساله و تا حدود سه متر رشد می کند. گل آن درشت و زیبا و بقطر 35 سانتیمتر می باشد. در وسط گل قرمز رنگ آن دایره ای قهوه ای رنگ وجود دارد که تخم های آفتابگردان دورتادور آنرا گرفته اند(34). این گیاه در اکثر نقاط دنیا وجود دارد. از تخم آفتابگردان روغن گرفته می شود که اشباع نشده است و برای پخت و پز مناسب است(35).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل 2-3) گیاه آفتابگردان
2-11-1 ترکیبات شیمیایی:
تخمه آفتابگردان بسیار مقوی است و درای 24% مواد پروتئینی، 47% روغن ، 20% مواد هیدروکربن، 8% فسفر، 9% پتاسیم و به غیر از این مواد درای ویتامین های A و B نیز می باشد.
روغن تخم آفتابگردان درای 70% اسید لینوئیک و مقدری فسفو لیپید و ویتامین D و آهن می باشد بهمین دلیل چربی خون را پائین آورده و کلسترول را تنظیم می کند(36).
2-11-2 خواص داروئی:
اسانس گل آفتابگردان برای التیام زخم و پائین آوردن فشار خون بکار می رود. اسانس برگ های آفتابگردان خاصیت میکروب کشی دارد. در طب قدیم ایران و در طب چینی از تمام قسمتهای گیاه آفتابگردان استفاده می شود(37).
در مورد زیر می توان از این گیاه استفاده کرده و از خواص درمانی آن برخوردار شد.
1) زنگ زدن گوش: مغز ساقه آفتابگردان را در آب جوش ریخته و مانند چایی دم کنید و روزی سه فنجان از این چای بنوشید.
2) تقویت معده و پائین آوردن فشار خون: 30 گرم برگ های خشک آفتابگردان را دم کنید و سه فنجان در روز بنوشید.
3) سرگیجه، ورم صورت ، آب آوردن بدن و تسریع زایمان: 20 گرم از گل های خشک آفتابگردان را در آب جوش دم کنید و روزی سه فنجان از این دم کرده را بنوشید.
4) درد معده، بیماریهای دستگاه ادراری، یبوست : 30 گرم ریشه خشک شده آفتابگردان را در آب جوش ریخته و مدت 5 دقیقه بگذارید بجوشد یک فنجان از آن را سه بار در روز بنوشید.
5) آرتروز و ورم پستان: هنگامیکه آفتابگردان گل می دهد طبق گل ( قسمت پائین گل که مانند بشقابی است) را جدا کرده و در آّن انداخته آنقدر بجوشانید که شیره چسبناکی باقی بماند و سپس این شیره را روی مفصل های دردناک بمالید و ماساژ دهید درد آرتروز برطرف می شود. برای درمان ورم پستان در زنان شیرده طبق گل را هنگامی که گل دانه داده است جدا کنید و در آفتاب خشک کرده و سپس تکه تکه کرده و بو ( سرخ کنید ) دهید. که کاملا قهوه ای شود و بعد آن را خورد کرده و این پودر را در آب جوش که کمی شکر به آن اضافه کرده اید ریخته و این شربت را به مریض بدهید تا شفا یابد.
6) اسهال خونی : برای درمان اسهال خونی تخم آفتابگردان را (به مقدار 30 گرم) در آب ریخته و حدود یک ساعت با حرارت ملایم بپزید سپس آن را با نبات یا قند شیرین کرده و به مریض بدهید.
7) سردردی که همراه با سرماخوردگی است: 30 گرم تخم آفتابگردان را در دو لیوان ریخته و بگذارید بجوشد تا نصف لیوان آن باقی بماند و این جوشانده را دوبار در روز بنوشید.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید